خرید بک لینک
وقتی کـه بی تـو

چشمـانم را می بنـدم و

دراز می کشـم

این خانه با قبر

چه فـرقی می کند؟

این چای سرد

این پنجره های بسته

این تلفن که دستی بر دهانش گذاشته

من را خواهد کشت

و هیچکس نخواهد فهمیـد

سکـوتِ تو

جز قلـب من

چه چیزی را شکسته است

از خودم می پرسـم

پل های پشت سرمان چگونه اند

که با یک حرف خراب میشوند ؟

حرف های تو

جان چند نفر را گرفته

که لبهایـت پر خون است ؟

امیرمسعودعباسی (سردیار)

=========================================

سرم را بر شانه ات می گذارم

دستم را دور کمرت

حیف

سایه ها احساس ندارند

امیرمسعود عباسی(سردیار)

برچسب: نویسنده: پارسا پورعلی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:22

صفحه بندی