موهایت را دور می کند
این تنها رفتنی ست که دوستش دارم
زیبایی ات
که اینبار از زیر شال بیرون ریخت
نفس کشیدن را فراموش کردم
و حالا نفس های تو
هوا را در سینه ام جا به جا می کند
صدایت
که زیبایی را پشت لبهایت پنهان کرده
قلبم را کوک می کند
برای قرن هایی
که برای تو یک ساعت می گذرد
ابرو هایت را نگاه می کردم
که خندیدی و
حواسم به گونه هایت پرت شد
قرن های یک ساعته
کیلومتر ها در خودم راه رفته ام
و حالا زیبا ترین جمله را پیدا کرده ام
" دوستت دارم "
و برای گفتنش
با جمعیتی از خودم جنگیده ام
دوستت دارم
و تو نمیدانی در پایان این شعر
چقدر تنها میشوم
زیرا هربار که این جمله را گفته ام
جمعیتی از خودم را
دفن کرده ام
امیرمسعود عباسی(سردیار)
==========================================
ابر ها گریه می کنند
تا زمین سبز شود
من گریه می کنم
تا لبخندی
بر لبهایم...
امیرمسعود عباسی(سردیار)
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی